فرشاد شيرزادي:

غروب

زبانه مي كشد آرام آرام
غروب خون آلود، بر آسمان ابري اين جمعه ي ساكن
و به تصوير مي آيد وقت
از پشت پنجره

غروب غريبه اي ديگر است كه سلامم مي دهد
و وقت
سياهي من است
كه از پشت پنجره
دست
تكان مي دهدم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(چاپ شده در روزنامه همشهري/۲۰/فروردين/۱۳۸۰/شماره ۲۳۷۲)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

/ 39 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sotak

سلام..اسم قشنگی برای بلاگتون انتخاب کردين...پيش ما هم بياين

sotak

تبادل لينک حتما...

آورا

پس چرا هيچ چی نمينويسی؟

matin

بلاگ ت قشنگ و پر مهتواست.

shirin

پس فردا حتما ميام سراغت ... وبلاگ من که همون پنج شنبه ها و دوشنبه ها به روز می شه ... من متنم عوض شد

MOHSEN

ای دير يافته با تو سخن می گويم !!!!!!

ارس

سلام...شعر خودتون بود؟...قشنگ بود...

الهه

سلام...زيبا بود..خوشحالم با وبلاگت آشنا شدم..و در ضمن خوشحال می شم تبادل لينک کنيم.پاينده باشی

الهه

با چه عنوانی لينک بدم؟؟؟