فرشاد شيرزادي:

شاعري كه سربازانش را اسير کرد!*

بخش دوم


1) سطر نخست شعر با تركيب جند جمله ي به ظاهر ساده و خودماني آغار مي شود و نهايت، فضا را به ذهن خواننده مي شناساند و در همين ميان، انگار شاعر بدون انگاره ي ذهني اي از قبل تعيين شده، فراخواني به ذهن مخاطب القا مي كند و براي شعرش به شكلي داوطلبانه مخاطب جمع مي كند. پس مهاب با ‹‹سيگاري چاق كن رفيق/سيگاري چاق كن›› دارد براي شعرش و انديشه اي كه پس سطرهاي اثرش نهفته، سرباز گيري مي كند تا دايره ي انديشه ي خويش را توسعه بخشد.
2) ‹‹با هم كه قدم مي زنيم/ گنجشكان ماده/ آرايش كرده/ و گنجشگان نر/ با جملات فلسفي كودكانه/ به استقبالمان مي آيند››: اكبرياني قبل از انتشار كتاب ‹‹نيست تا نيست›› بند دوم شعرش را چنين نگاشته بود: ‹‹با هم كه قدم مي زنيم/گنجشكان ماده/ رژ لب زده و ابرو برداشته/ و گنجشكان نر/ با بحث هاي فلسفي كودكانه به استقبالمان مي آيند››
گمان دارم همان رژ لب زده و ابرو برداشته در ادبيات مدرن امروز جهان رساتر بر ذهن مخاطب نقش مي بندد. چرا كه شاعران و حتا داستان نويسان نيز به مانند فلاسفه بر اين باور رسيده اند، تا براي استخراج مفهومي كلي بهتر است از جزء دوم آن مفهوم شروع كنيم تا به نتيجه اي ظاهرا دقيق دست يابيم. مثلا بهتر است در تعريف شعر نگوييم حسي ست از وجود شاعر كه با كلمه تلفيق پيدا مي كند. چون با همين جمله ي كوتاه خواننده را گمراه مي كنيم و راه جست و جو را بر او مي بنديم. پس احتمالا، صواب بر آن خواهد بود تا اين حقيقت را باز گو و واگو كنيم كه عناصر شعر كدامند؟ يعني به زبان شاعران شعر چه تعريفي دارد؟… كه گمان دارم، با پشت سر نهادن فراز و فرود هاي فراوان به سه عنصر دست يابيم. يعني همان ساخت، محتوا و شكل است.
پس بدون صدور حكمي برگشت ناپذير بايد گفت تصميم نخست اكبرياني درباره سطر سوم، چهارم و پنجم اين اثر درست تر بوده.
مهاب عقيده دارد كه هر چه گنجشكان نر بحث هاي فلسفي داشته باشند باز هم كودكانه به ادراك خطور مي كند. بنابر همين موضوع مي توان تاملي برداشت: چون هر قدر هم كه حتا ما آدم ها صغري و كبري بچينيم؛ جوهر و عريض ببافيم؛ حامل و محمول بياوريم تا به علت و معلول دستيابيم باز كم مي آوريم!
پس، حال، تازه مي شود صحبت شاعر را درك كرد و با واقعيت پيرامون سنجيد تا نهايت از ادراك، جدايش خواند و نيز دوباره باز از ادراك تفكيكش كرد و بي واسطه و بي هيچ اما و اگر گفت: سيگاري چاق كن رفيق!

ادامه دارد...

ــــــــــــــــــ
* چاپ شده در روزنامه اطلاعات- سه شنبه/۳۰/ دی/ ۱۳۸۲- شماره ۲۲۹۷۵
ـــــــــــــــــــ

/ 55 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سينا

سلام. بخاطر اطلاعات خوب ادبی که داريد بهتان تبريک می گويم . موفق باشيد.

zendigh

درود جانا... قربون خواجه شيرازت بشم که ديريست اهل دل همه وامدار ميخانه الست اويند و صفای قدمت کاکو.....بدرود

مهدی تولایی

سلام...کاری که خواستید انجام دادم...اگه لطف کنین فامیلم رو هم کنار اسمم بذارین ممنون میشم...بای

isa

سلام.مرسی از پيغامت.يه هفته ديگه می خوام بترکونم اساسی .لينک شما رو هم حتما ميذارم. هله ليک...

ناصر

چه خوب کار ميکني! مويد و موفق باشي...

یک گل سرخ برای تو...

با عرض سلام و ادب و احترام. / آبديت کرده ام. به انتظار طلوعت. / مهربون باشی و پرتوان.

هیچستان

اول سلام . مرسی از اينکه سر زدی . بازم از اين کارهای خوب خوب بکن .موفق و پايدار باشيد .

سعيد حاتمی

salam, az hozooretoon mamnoonam. fekr mikonam pasokhe soaletoon ro inbar too neweshtam, dadam, agar forsat kardid bekhoonid. shad bashid