فرشاد شيرزادي:

شاعري كه سربازانش را اسير كرد!**


بخش سوم و پاياني


3) ولي باز هم معشوقه ي شعري كه لب باز مي كند تا بحثي فلسفي- عاشقانه داشته باشد، كلاغ ها در عطش شنيدن جمله اي قارقار را زمين مي گذارند؛ و همين جا مي توان ديگر درنگي داشت: منِ شعري بحث هاي فلسفي را زمين مي گذارد و سيگار به دست مي گيرد و لاي انگشتان مي پيچد، اما كلاغ ها قارقار را زمين مي گذارند تا جمله اي بشنوند…
4) به گمانم انديشه هاي شاعري كه عجالتا پشت سطرها، خودش را پنهان كرده، شبيه جهان بيني خيام است: بحث فلسفي را كناري بگذار و من مي خواهم با تو سر سخن باز كنم. به واقع يعني لحظه ي اكنون حيات را درياب؛ نه بعد و نه قبل…
5) شاعر بر اين باور است كه بايد آواز فلسفه را رها كرد؛ چرا كه: «دستت در دستم/ ترانه اي است/ تبسمي است/ جشني است» و نهايت: «ببين كه به وسوسه ي اين آواز/ برگ درختان را/ باد چگونه غلغلك مي دهد»
6) پس مهاب هم از آن دسته شاعراني ست كه مي گويند: هرگز در نمايشنامه اي كه ديگران مي نويسند بازي نخواهم كرد، من خود اصول بازي را مي نويسم.
7) اما نقطه ي پاياني شعر او بي ترديد با كمي شتابِ ژورناليستي تمام مي شود و يا بهتر است بگوييم مخاطبان شاعر به همان شكل داوطلبانه اي كه به شعرش مي آيند از آفرينش وي، رهايي نمي يابند. چرا كه مهاب، ديگر، خود، سربازانش را اسير كرده است. آنها بر دامي اسير شده اند كه ابتدا فكرش را نمي كردند...
ــــــــــ
*خوانش ششمين شعر دفتر ‹‹نيست تا نيست››، سروده ي محمد هاشم اكبرياني (مهاب)
ــــــــــــــــــــــــــــ
*چاپ شده در روزنامه اطلاعات- سه شنبه/۳۰/دي/۱۳۸۲- شماره۲۲۹۷۵
ــــــــــ

/ 36 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه

سلام..جالب بود..موفق باشی

ghasem

سلام. اومدم يک عرض ادبی کرده باشم و ديداری تازه کنم اميد که هميشه زنده و بهاری باشی

Asghar nazemi

سلام عزيز خسته نباشي . از سايت ما هم ديدن کن شايد شعری قابل داشته باشد . http://asgharnazemi.persianblog.ir

shirin

بابا ميشه آپديت بفرماييد.

mona

شما شعر نقد می کنید؟؟؟؟اگه نقد می کنید شعرهای منو هم یه نظری بندازید البته اگه بشه اسمشو شعر گذاشت!

peyman

نبوديم. اما حالا که هستيم تو خوبی رفيق!!!؟

dark

سلام خدمت دوست عزيزم/من ميخواستم اطلاعيه اي رو بهت بدم که اگه مايل باشيد شما هم به ما ملحق بشيد//من به همراه بقيه ميخوايم که يک گروه در ياهو تشکيل بديم که فقط وبلاگ نويس ها توشون عضويت داشته باشن و بتونن وبلاگشون رو تبليغ کنن و با اونايي هم که نميان به پرشين بلاگ هم اطلاع بديم که بيان و موضوع هاي دلبخواهشون رو بخونن.///بهم خبرشو بده و ايميلت رو هم بنويس///در اولين فرصت که تعداد به اون حد رسيد که زياد باشن تا حدودي با خبرتون ميکنم و بهتون ايميل ميدم.حتما بيا

dark

من لينک دادم خيلی وقته///شما نميديد؟