بی خود شدن

محمد هاشم اکبريانی(مهاب)

 

سيگاری چاق کن رفيق

                              سيگاری چاق کن 

باهم که قدم می زنيم

گنجشکان ماده

                     رژ لب زده و ابرو برداشته

وگنجشکان نر

                  با کلمات فلسفی کودکانه

به استقبالمان می آيند.

چه خنده ای سر می دهد آسفالت زير پايمان .

سيگاری چاق کن رفيق

حرف که می زنی

کلاغ ها در عطش شنيدن جمله ای

قار قار را به زمين می گذارند

و من

صدای هيچ بوقی به گوشم نمی رسد

صدا     صدای توست

 

سيگاری چاق کن رفيق

دستت در دستم 

                        ترانه ای است

                        تبسمی است

                        جشنی است

ببين که به وسوسه اين آواز

برگ درختان را

باد چگونه غلغلک می دهد

سيگاری چاق کن برای باد٬ ای رفيق٬ ای برگ!

                                      سيگاری چاق کن

(بر گرفته از ماهنامه بايا)

از يك منظر٬ يك نقد:

به گمانم شعر گفتن و نوشتن در ايران٬ ديگر تغيير كرده. چرا كه طبيعت آدم ها هم به همان اندازه...

اما چرا شعر هاشم اكبريانی را برای وبلاگم انتخاب كرده ام.چند دليل دارد كه اول از همه می توانم بگويم: به تو چه!

دوم: چند شاعراند كه من و شما آنها را می شناسيم و آثارشان را خوانده ايم.

اين هنرمندان برخلاف پا فشاری بر كليشه ها و سنت(سنت دگرگون شده ای كه عجالتا تاريخ انقضا اش سپری شده) شروع كرده اند و بدون به كار گيری چند كلمه قلمبه سلمبه، بی ادعا٬ گوشه ای برای خود شعر می نويسند.

می گوييد كدام؟ يكی كه شايد اصلا نشناسيدش امير حسين سجاديه است، احتمالا اگر دوباره باز بخواهم سپانلو را نام ببرم می گوييد: چه قدر سپانلو؟ بابا بس كن كه خسته شده ايم. خستگی خيلی اشخاص به نفع من است. چرا كه فكر می كنم كسی مثل من نمی انديشد(غير از چند تن هم دل).

و اما... محمد هاشم اكبريانی هم كه تا اواخر امسال با دست پر با ما سخن خواهد گفت(مجموعه شعر نيست تا نيست ش كنار ديگر كتاب هاش قرار می گيرد،) از همان شاعرانی است كه سعي كرده و كوشيده تا دنيای مدرن امروز را درك كند و به شعرش بازتاباند.

... حالا ديگر پاسخ خيلی از دوستان شايد(به تو چه نباشد)!

پس سخن كوتاه بايد...

                                                       فرشاد شيرزادي 

 

 

/ 2 نظر / 4 بازدید
مهیار و مهراز--------وبلاگ زولبیا------

با سلام....سلام به شما دوست خوبم(خوب چرا دوبار سلام کردم خوب سلام سلامتي مياره عزيزم)......خيلي خوشحال شدم وقتي به وبلاگ شما سر زدم يه کم از مطالبشو خوندم بقيه اين مطالب رو ميزايم وقتي آف شديف...راستي ما دو نفريم(خوب اينو که از اون بالا هم ميشه ديد باز سوتي داديما)..در کلو از شوخي گذشته دوست داريم با شما دوست باشيم و هميشه تا جايي که امکان داره از وبلاگ شما بازديد کنيم...در ضمن يه خواهش از شما داريم هر وقت وبلاگت به روز شد يه سر به ما بزنيد و ما رو در جريان بزاريد..خوب مثل اينکه چونمون باز گرم گرفت يه سر به ما بزنيد خيلي خوشحال ميشيم..راستس نظرتون در مورد تبادل لينک و لوگو چيه خوشحال ميشم به شما لينک بدم...ارادتمند شما مهيار و مهراز .......با باي

حسینیان

شما اگر منتقد ادبی نباشيد حداقل ولش کن بابا بازم بيا