هرگز به مهاجرت فکر نکرده ام

گفت و گو با محمد قاسم زاده داستان نويس
 

005345.jpg

فرشاد شيرزادی

قاسم زاده مي گويد:«براي من، زندگي در ايران مثل نفس كشيدن ماهي در آب است. هرگز به مهاجرت فكر نكرده ام و نمي كنم و دوست نداشتم در كشوري جز ايران زندگي كنم. چون تمام مصالح داستانم را از زندگي در ايران مي گيرم. در ايران هم جز تهران، شهر ديگري را براي زندگي انتخاب نخواهم كرد».

* داستان نويسي را از كجا و چگونه آغاز كرديد؟ به نظر خودتان اگر داستان نويس نمي شديد به چه هنري روي مي آورديد؟
- ادبيات را خيلي زود از كودكي شروع كردم و با خواندن داستان اين روند به شكل جدي تر برايم ادامه داشت تا در اواسط دبيرستان نوشتن را آغاز كردم. هرگز زنگ انشاء برايم جدي نبود و در حين مطالعه درس هاي دبيرستان، لابه لاي كتاب ها، رمان و داستان  مي خواندم.
هيچ وقت فكر نكرده ام اگر داستان نويس نبودم دست به چه كاري مي  زدم. اما اگر روزي، زندگي دوباره اي داشته باشم و از نو به دنيا بيايم، مطمئناً  ادبيات داستاني را انتخاب مي كنم و از ابتدا باز هم به سراغ همين رشته خواهم رفت. حكايت ما با ادبيات، حكايت آدمي و  آب است. همان طور كه انسان نمي تواند بدون آب زندگي كند من هم بدون نوشتن داستان، زندگي برايم ممكن نيست.
* اگر روزي بنا باشد به مسافرت برويد كجا را انتخاب مي  كنيد؟
- مسافرت در ايران و آن هم براي مدت كوتاه؛ خوب قطعاً قسمت هاي جنوب و جنوب شرقي را برمي گزينم. اگر هم قرار باشد به خارج از ايران مسافرت داشته باشم حتماً آمريكاي لاتين را انتخاب مي  كنم.
* كدام كشور آمريكاي لاتين؟
- برايم فرقي نمي كند ولي شايد كوبا در رده آخر باشد. مكزيك و پرو را بر همه كشورهاي آمريكاي لاتين ترجيح مي دهم يا به فرض برزيل كه با ديگر كشورها به طور كلي متفاوت است.
* بهترين شهر براي زندگي كدام است؟
- تهران نخستين شهر من براي زندگي بر كره زمين است.
براي من، زندگي در ايران مثل نفس كشيدن ماهي در آب است. هرگز به مهاجرت فكر نكرده ام و نمي كنم و دوست ندارم در كشوري جز ايران زندگي كنم. چون تمام مصالح داستانم را از زندگي اجتماعي در ايران مي گيرم. در ايران هم جز تهران شهر ديگري را براي زندگي انتخاب نخواهم كرد. پس مطمئناً بهترين شهر براي زندگي تهران است. طي سالهاي متمادي، خيلي ها مرا به مهاجرت تشويق كردند اما هيچ گاه اهل مهاجرت نبوده ام و هميشه فكر كرده ام كه اگر نويسنده اي بخواهد مهاجرت كند اول اين كه كجا مي خواهد برود و دوم، چه كاري مي خواهد انجام دهد؟ هنگامي كه در خارج از ايران، بر خيابانهاي ديگر شهرها راه مي روي مردم مي خندند؛ و نمي داني براي چه مي خندند. گريه مي  كنند و باز هم نمي داني براي چه گريه مي كنند.
من تا پايان عمر در ايران هستم و در تهران زندگي خواهم كرد.
* رنگ مورد علاقه تان چيست؟
- طوسي
* بزرگترين نقاش جهاني كيست؟
- «شاگال» نقاش فرانسوي- روسي.
* بهترين بازيگر سينماهاي خارج؟
- هميشه عاشق كارهاي «گري گوري پگ» بوده ام. به نظرم، تا حال روي دست اين بازيگر كسي نيامده.
* موسيقي مورد علاقه تان؟
- «چهار فصل ويوالدي» گاهي هم موسيقي جاز به خصوص، «لويي آرمسترانگ» گوش مي دهم.
* طي اين همه سال خواندن و نوشتن، كدام كتاب را بيشتر از هر كتاب ديگر دوست داريد و تصويرهايش مدام پيش چشمتان مي آيد؟
- «شوايك، سرباز ساده دل» نوشته «يارسلاو».
 
چاپ شده در روزنامه همشهری۲۱/مرداد/۱۳۸۲ـشماره۳۱۳۴)

 

/ 1 نظر / 4 بازدید
mehrnoosh

سلام.مرسی که بهم سرزدی.من متولد ۵۹ هستم.بابام هميشه ما رو بااينجور کتابها مآنوس می کرد.از هيوا مسيح هم خوشم می آد .مخصوصأ از:من از دنيای بدون کودک می ترسم .