تهران باراني ست:

وقتی باران می بارد چه حسی به شما دست می دهد؟31.gif

/ 81 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

فرشاد سلام دوباره و دوباره و دوباره...سفر به کجا؟؟؟؟ و اينکه من هم افتخار می کنم از دوستی با تو...تو خيلی خوبيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييی

ناصر غیاثی

متاسفم. نخير. "تو کار تبادل لینک و این حرفا" نیستم.

roya

سرزمين آفتاب داغ..... اينجا اهواز است و باران با ما سر بساز ندارد......

?????

سلام عزيزم .... می خواهی باور کن می خواهی نکن ....اون عکسها مال خودم بود ....

mana

راست ميگيا...

(¯`¤._ شب نقره ای _.¤´¯)

وه ! که چه این روزها افسون سرد پاییز و افسوس سخت برگهای جدا شده از درختان رو به زوال مرا به یاد چه حاشیه های هاشور خورده ای که نمی اندازد / نقشهایی که انگار دیگر بی خیال خطوط کج و قطرهای پیچ و تاب خورده ی خویش شده اند و هرازگاهی فقط تا عبور ساده و صمیمی یک شعاع نور کوچک از فراز پنجره های بسته و پوشیده از پرده های رنگی می روند و دوباره بی سوغاتی از دیار رفته بازمی گردند / اینجا همه چیز طعم تلاقی تکرار و عادت می دهد / من و تو هم انگار بر خلاف همیشه مثل همیشه نیستیم / از تو سایه ای و از من همان سایه هم دیگر باقی نمانده / بیا برویم ...

عرش

دوست عزيز سلام .ميشه بگين مقالاتتون در کدوم روزنامه ها چاپ شده و ميشه. ج.اب رو اگر امکن داره برام ميل کنيد.

لیلا

فرشاد سلام...خیلی خوشحالم که آمدی و منت گذاشتی...خوبی شما؟ فرشااااااااااااااد می خوای بری سفر؟؟؟ من و تنها نذار...(چشمک) دلم حتمن خیلی برایت تنگ خواهد شد شاعر محبوب من...فرشاد زود بر می گردی مگرنه؟؟؟ آرزو می کنم به سلامتی بروی و با سلامتی و کلی خبرهای خوش برگردی...موفق باشی دوست خوبم...یا علی و دست حق نگهدارت...

لیلی

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد ...وجود نازکت آزرده ی گزند مباد

khanoumi

سلام فرشاد.... ببينم هنوزم اون متن از شل سيلور اشتاين رو داری؟ ميتونی برام بفرستی؟