فرشاد شيرزادي:

سفر به صفر

جهاني كنده كاري با خداش
نم باران خشك بر گيسوان حوا
نخستين آفتاب پلك آدم را مي نوازد
و شمارش معكوس
تا باز همه چيز ساكت شود
ـــــــــــــــــــ
چاپ شده در روزنامه اطلاعات/ آذر 1380
چاپ شده در اطلاعات لندن/ دي 138۱

/ 52 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روميصا

سلام... شرمنده.. ببخشيد من رو حساب بقيه وبلاگا که عنوان وب‌رو می‌ذاشتم اين اسم و گذاشتم.. به روی چشم... موفق باشيد

zendigh

درود بر رند شيرازی .... آری عزيز سکوتی که خود سراغ انسان بيايد باعث پويايی و ديدن نا ديدنيهاست ..... با هزار شرمندگی و پوزش ، من هنوز هيچ لينکی بنا به دلیلی نگذاشتم ( دوستان اين لطف را در حق من کردند ) که اگر بگذارم لينک شما در اول صف قرار خواهد گرفت ( چه شما لينک من را بگذاريد عزيز چه نگذاريد )... از خجالت سر به زيرم ... بدرود با صفا

eli

به قول فرانسوی ها: سه ژولی! يعنی زيبا بود

leila

سلام آپديت کردم خوشحال ميشم يه سر بزنی تا بعد

shahla

درود بر شما؛من همين نام (سامان شايان )رو در همه ا ميبينم!samanshayan.persianblog.irاگر اشتباه است خواهش دارم برام درستش رو بفرستید{٬همون آدرس مورد نظرتون رو منظورمه} .شادزیوید بدرود.

alireza

سلام خسته نباشيدf باز هم برميگردم

samira karami

سلام چرا زبانتان اينقدر ارکايک شده حتی به خاطر محتوی {که اینجا می طلبد}هم شده من از این زبان خوشم نمی اید شعر دارد به هستی خودش نزدیک می شود وهستی شعر زبان هستی است یعنی نخستین را اولین بگوییم البته این فقط نظر شخصی من است

matin

سلام. کامنت گذاشتم که بدونی با معرقتم و سر می زنم