فرشاد شيرزادی:


يک گوشه ی کاغذ

آنقدر که از تو می نويسم بيهوده نيست
آنقدر از تو می نويسم تا خودت را باور کنی!
ــــــ
چاپ شده در روزنامه اطلاعات- پنجشنبه- ۲۸/اسفند/۸۲
ــــــ

/ 26 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
darya

سلام دوست من.خوبی؟خسته نباشی.نميخوای يه سری هم به اين رفيقت بزنی؟؟؟؟؟؟؟؟/..............خيلی مخلصيم-دريا-

حنيف

عيد شما مبارکا باشد. سلام. قشنگ بود. چقدر خوب است که شما اينقدر پرکار هستيد. شاد باشی دوست من ...

داوود ملک زاده

سلام و اگر سال نو را تبریک نگفتم حالا می گویم. گفتی که نوشته های تو را از دید شعر نگاه نکنیم و به نقدش برنخیزیم . من هم همین کار را می کنم و نظرات‌ام را قورت می دهم. امیدوارم خفه نشم. راستی چرا صدای دوستان تو گرفته که این قدر کم به سراغ تو می آیند. من یک حدسی می زنم . احتمالن صدای تو هم کمی گرفته................این طور نیست؟

مصطفی

سلام می خوام به شما لینک بدم دلیلشو بعدن می گم:)

reza

سلام دوست عزيز والا نميدونم چه بگم اين دور از انصافه من مدتهاست آدرس شما را در ليست دوستان گذاشتم ولی شما نه سری به من ميزنيد نه نام مرا در ليست دوستان ميگذاريد .

سرنوشت تاريك

درود بر تو..نيستی؟.بی معرفت شدی؟........آنقدر مينويسم تا او بيايد........آپ شد سری بزن........

meisam

سلام فرشاد جان....چطوری؟! اين شعرت هم مثل بقيه زيبا بود....شاد باشی!

ایمان

سلام فرشاد جان... بابت لينک عدر ميخوام... بی دقتی ار من بود... فقط من الان دارم هی فکر ميکنم مه شيرزادی کجا به شيرازی شبيهه...!!! راستی يه چيزی ميتونی اسم وبلاگت رو جمعه ها هم بذاريا!! چون همش جمعه مينويسی... ميام دوباره...

omid

سلام.خسته نباشين . خيلی جالب بود . خوشم اومد . ايشالا هميشه موفق باشين . به ما هم سر بزنين مثل هميشه که لطف دارين . يا علی ...