محمد هاشم اكبرياني(مهاب):

 

52.jpg

محمد هاشم اكبرياني، متولد سال ۱۳۴۴ است. او نخستين دفتر شعر خود را قريب به دو سال پيش از سوی نشر ثالث روانه بازار كتاب كرد. با انتشار اين مجموعه چند يادداشت نمونه وار بر بعضی اشعار همين دفتر در مطبوعات به چاپ رسيد كه از اين ميان می توان به يادداشت "شاعری كه نوشته و نمايشنامه ديگرن را بازی نمی كند!" -چاپ شده در روزنامه اطلاعات- و نيز يادداشت واره ای در چندين شماره قبل روزنامه شرق اشاره داشت.

اكبريانی گذشته از اين ها روزنامه نگار است و تا حال از او يادداشت هايی در مطبوعات به چاپ رسيده كه با نام مستعار و آشنای "مهاب" از وی خوانده ايم.

وی هم اكنون نويد انتشار يك مجموعه داستان و يك دفتر شعر را به مخاطبان آثارش داده است كه تا چندی بعد به ويترين كتاب فروشی ها راه خواهد يافت. شعر زير با انتخاب شاعر برای شما در نظر گرفته شده كه البته جزو اشعار چاپ نشده ی اوست:

انديشه

فرض كنيم پول دو بستنی نداريم

خب! يكی می خريم

يك لب تو، يك لب من

آن قدر جلو می رويم كه لب هايمان

بستنی را فراموش كنند... 

/ 35 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هادی

سلام این پست من درباره نقاب اينترنتی است........نقابی که پنهان شدن پشت اون بی فايده هست...بی فايده

علیرضا روشن

فرشاد جان! بسیار اتفاقی آدرست را پیدا کردم. شعرت به دل می نشیند همچون کارد که بر پیکر عیسی! هدیه به تو: عاشقانه بگویم عفونت به رگ های قلبم رسیده خانه ات دارد ویران می شود سروده مهدی شادمانی روشن، جوان همدانی

tina

bare aval bood oomadam inja jaleb bod pishe manam bia

نيلوفر

متن قشنگی بود . در جوابتان نه مجردم و ۲ تا هم ندارم کی گفته؟ ممنون که آ مدی شعر درد دل ۳ را خواندی؟

YaSaMaN

ghalame besyar zibaee dari . maro ham dar in zamine daryab ;):P . omidvaram rooz be rooz bishtar pishraft koni :x

لیلا

من این شعر و خیلی دوست دارم...

یونس معروف نژاد

باسلام مجموعه ی نیم غبار دلخوشی یتان را همین اواخر خوانده ام برایم جالب بود